سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

179

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

[ وآله ] وسلّم على سفره . ( 1 ) انتهى . ومطابق آن در كتاب “ حبيب السير “ مذكور است : در وقت عزيمت غزوه تبوك بر ضمير أنور حضرت مقدس نبوي ظاهر گشت كه در اين سفر با اعداى دين مقاتله وقوع نخواهد يافت ، بنابر آن شاه مردان را در مدينه بر سر أهل وعيال گذاشته ، به خلافت خويش تعيين نمود ، واُمهات مؤمنين را فرمود كه از سخن صواب ديد امام مسلمين تجاوز جائز ندارند ، وبعد از رفتن پيغامبر ذو المنن صلى الله عليه [ وآله ] وسلم ، أهل نفاق بر حال آن سرور مؤتمن حسد برده ، بر زبان آوردند كه : خير الأنام صلى الله عليه [ وآله ] وسلم على ( عليه السلام ) را جهت اجلال واكرام در مدينه نگذاشت ، بلكه چون بر ضمير أنور نبوي گران مىآمد كه أو را در اين سفر همراه برد خلافت خود به وى داد . چون آن سرور شنيد اين داستان را * فضيحت خواست آن ناراستان را و [ القصة ، حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] ( 2 ) سلاح پوشيده ، از عقب حضرت مصطفى - عليه [ وآله ] من الصلاة أشرفها - ‹ 408 › در حركت در آمده ، در جرف شرف ملازمه حاصل نموده ، سخنان منافقان را به عرض رسانيد ، حضرت فرمود : « اى برادر من ! به مدينه مراجعت نماى كه تو خليفه منى در أهل من وسراى هجرت من وقبيله من » .

--> 1 . [ الف ] مآثر جناب أمير ( عليه السلام ) آخر كتاب . [ إزالة الخفاء 2 / 258 ] . 2 . زيادة از مصدر .